
تاسیان
06/1/2026 | 3 mins.
تاسیانگیتار ؛تنظیم ؛ میکس ومسترینگکاوه نیک قدممتن ترانه:زنه وارش باز اخیابانه ...دیوانه بارانه آسمانههمه جاجیگا تاسیانه...می دیل پوره تی دیل گورخانهتی چوم سو بوشو می دیل بی قراراما پیاده ا دونیا سوارتی پا تلس بزه می باله بدارزمستان شه ایه باز بهار طاقت باوار طاقت باوارزمستان شه سیل باران شه برف وبوران شه کورغوغو کلاج کشکرته غار و غوران شهباباخان تیرکمان زنه آسمانهحاج حاجی پوشت بام ور آوازه خوانه((گول پامچال گول پامچال بیرون بیه ...بیرون بیه ...فصل بهاره...عزیز موقع کاره...))معنی ترانه :دوباره تو این خیابون بارون میبارهبارون تند آسمونهمه جا رو غم گرفتهدل من پره و تو دلت داره مثل رعد و برق صدا میکنهتو چشات کم سو شده و دل من بیقرارما پیاده ایم و این دنیا سوارپاهات تاول زده دستمو نگهدارزمستون میره و دوباره بهار میاد طاقت بیار طاقت بیارزمستون میره بارون سیل آسا تموم میشه برف و بوران میگذرهجغدها و کلاغها و زاغها میرنرنگین کمون میزنه تو این آسمونو پرستوها رو پشت بوم آواز میخونن((گل پامچال بیرون بیا ...بیرون بیا ...فصل بهاره...عزیز موقع کاره...)).

دل آرام و بادبادکهای قرمز
22/12/2025 | 12 mins.
دل آرام خانوم، نمیدونم کی برمیگردم... نمیدونم اصلا یبار دیگه میتونم به اون موهای فرفریت نگاه کنم؟ اصلاًبرمیگردم؟ اصلاً این جنگ تموم میشه؟ هیچ نمیدونم. فقط یه چیزو بهت میگم، اگه چه اینو با کلمات روییه ورق نازک و بیصدا نوشتم، اما یه روز با صدای بلند، وسط خیابون فردوسی، بین شلوغی شهر، به یاد من و اززبون من، با صدای خودت فریاد بزن :دوستت دارم✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: امیرعلی مهاجری🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی طراحی پوستر فریما رئوفی

دریا هم دیگر صدایش نمیزد
05/12/2025 | 23 mins.
از میان موجهای دریا داستانش را برایم میخواند: "او آنجا نشسته بود، روبهروی پنجرهای که به هیچ منظرهای ختم نمیشد، و در دلش چیزی گم شده بود. چیزی که نه نام داشت و نه شکل، اما سنگینیاش درون سینهاش میکوبید. هیچکس خبر نداشت که او هر روز با اشباحی حرف میزند که فقط خودش میبیند؛ اشباحی از زنانی که پیش از او آمده بودند، زندگی کرده بودند، عاشق شده بودند، شکست خورده بودند، و از میان دیوارهای ناپیدای سکوت گذشته بودند. او فقط میخواست کسی باشد که دیده شده. نه برای زیبایی، نه برای دانایی، فقط برای اینکه بوده. برای اینکه نشسته، خیره شده، و نرفته."✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: فریما رئوفی🎨طراحی پوستر: یاسر مبارک آبادی/هارا🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیانبصورت رسمی از تمامی پلتفرمهای رسمی #پادکست منتشر شد.🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید 👇👇👇https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید👇👇👇https://castbox.fm/va/2810504

نُت آخر
21/11/2025 | 21 mins.
زن، برای اولین بار لبخند زد.لبخندی کوتاه، اما عمیق.بعد، آرام لیوانش را بلند کرد. آخرین بار.و پیش از آنکه آهنگ به پایان برسد، برخاست.رفت.نه با شتاب، نه با تردید.رفتنی آرام، درست شبیه آمدنش.اما اینبار، دیگر بازگشتی در کار نبود.مرد هنوز مینواخت.صدایش دیگر نمیلرزید.دستهایش محکمتر شده بودند.او رفته بود، اما چیزی از او در مرد باقی مانده بود؛چیزی از جنس شهامت، صدا، و سرانجام گفتن.و آن شب، همان شبی شد که مرد برای همیشه بدون نیاز به صفحات نت به آواز و نواختن درآمد، سالیان سال در میان تاریکی جمعیت او را جست و دیگر موهایش را پریشان جلوی چشمانش رها نکرد تا اگر زن برگشت اینبار به جای نواختن و آواز خواندن فقط او را تماشا کند. و آن زن.... آن زن هیچگاه به آن شبنشینی برنگشت تا مرد سالیان سال عاشق بماند و جمعتی را از هنر خودش شگفت زده کند. و شاید اگر روزی کسی از او میپرسید که آن زن، واقعا که بود؟ میگفت: نمیدانم. فقط همین را میدانم که وقتی میآمد، صدایم معنا میگرفت، و وقتی رفت، معنایش شدم.نُتِ آخر· نویسنده: امیرعلی مهاجری· گوینده: علی ولیانی· میکس و تنظیم محمدرضا اَکرادی·

دیوانه | علیرضا قربانی
09/11/2025 | 4 mins.
اپیزود دیوانه🎛خلق، میکس و مسترینگ توسط سعید میری💎 اختصاصی از رادیو تاسیان 🎙علیرضا قربانی



رادیو تاسیان